|
تو روزگارِ والیوم، چشمِ نَخُفته نوبره |
|
|
+تاریخ ساعت 0:0
نویسنده امیر مُطلبی
اینجا سمنان است, ساختمان آذین سقف, بالای سر دکتر فرا.مر.زی...
بر می گردم... گوش کنید : ائتلاف ژوراسیک پارک - گروه کیوسک
+تاریخ ساعت 0:0
نویسنده امیر مُطلبی
|
برای شهیار کبیری اینجا قرار می ذارن که مدرنیته ترین خواننده کشور رو ببرن رو استیج...
* : این پست سفارشی است! سفارش اینکه با این کلمات (خاطرات یک شب خاطره انگیز با شهیار، عبدی و پیمان ک...رسار) یه داستان بنویس:
+تاریخ ساعت 0:0
نویسنده امیر مُطلبی
|
و آدمیانی نماینده ی خدا شدند به روی خاک. بخوانید : جشن زوال استبداد دینی - عبدالکریم سروش
+تاریخ ساعت 0:0
نویسنده امیر مُطلبی
|
همه خفه!
در و داف ها, هنری ها, عشق تاتری ها,جو گیر ها, مهمون های ویژه...اٍاٍاٍاٍ خانوم افشار م که اینجان, شما هم خفه! ساکت! ساکت باشید. موبایل هاتون رو خاموش کنید و رو صندلی هاتون بشینید که ستاره می خواد بدرخشه! هی آقا شما! دستت رو از روی پای خانوم بغلیت بردار! خانوم شما! اون آینه رو تا کن بذار تو کیفت! اون بچه! لطفن اون بچه رو, خفه ش کنید. همه خفه! سگ سکوت می خواد شروع بشه! سگ سکوت شروع میشه... خانوم بهرام و آقای حمیدیان. عطا؟ عطا! وای عطا!! مثه یه مرده از زیر خاک میام بیرون چرا از آسمون به جای ماهی, غورباقه میاد؟ به دوباره برگشته به خونه, به بازگشت... دوباره برگشت, حرومزاده دوباره برگشت! این ماهیه, زنم. همه خفه! آقا لطفن خفه دیگه! بازیگرها حس شون رو از دست میدن و اونوقت... کار خنده دار میشه! تو همه ی اتاق های این خونه یکی مُرده! عطا دیگه بر نمی گرده, بیخود منتظر ش نباش! چرا انقد داغی؟ از چیزی می ترسی؟؟ وای چه "ماهی" ای! نه! نه! نه! آره! آره! نه! تنش پر از خون بود. خونٍ تازه! وای بارون جون!
وای چه ارواح بامزه ای! من که خیلی ترسیدم. موش کور بخوردتون! ... از سگ سکوت هیچ نتیجه ای نمیشه گرفت, مدارکش هم موجوده!! از پولی که بابتش هدر شد دلم نسوخت, چون مهمون بودم. از اینکه چندتا ستاره!!, تماشاچی! رو احمق فرض کنن کو..م سوخت! سگ سکوت دیالوگ مسخره زیاد داشت, حیف که ارزش وقتم بیشتر از این حرفاست مگرنه همش رو می نوشتم!! بعد از تحریم سینما و فیلم های آبکی ش - کنسرت های فوق العاده!! (بالاخص رضا یزدانی و فرمان فتحعلیان) تاتر رو هم می ذاریم برای عشاق سینه چاکش! گوش کنید : رسوای زمانه - استاد همایون خرم و با صدای علیرضا قربانی
+تاریخ ساعت 0:0
نویسنده امیر مُطلبی
|
تو شب من شیهه زدى
وقتى که ماه در نیومد وقتى ستاره پا نداد به دست این شباى بد گفتی تو قصه ها بمون افسانه ها حقیقته کلاغ قصه های ما زخمى دست عادته گفتى یه فکری کن واسه آخر تلخ قصه ها نزار کلاغ قصه مون پر بکشه به نا کجا تر زدم عشق من ببین اوسنه هم امون نداد یه تک درخت تو برهوت حتا بهم نشون نداد تو شب من شیهه زدى اسب سپید سرکشم خواستى میون تو و شب ضامن شیهه هات بشم سم ضربه می زنى به شب تو شب ولى یه نقطه اى سم ضربه می زنى بزن هر کى داره یه عقده اى "پویان رومزی"
تر زدیم عشق من, ببین پ.ن : قسمت بالا, شعری از دوست خوبم پویان رومزی ست با نام "تو شب من" که توسط عبدی بهروانفر اجرا شده است و قسمت دوم الهام گرفته از این ترانه. 1 - به یک حامی مالی برای تولید فیلمی مستند نیازمندیم. 2 - شب های تهران و استخر و اسموکینگ و موزیک High! - کار این 3 - امشب, امیر با "سگ سکوت"! 4 - این روزا, روزای نوستالوژی بازیه. کلی کارتون سریال گرفتم غرق شدم توشون. جیمبو رو مرور می کنیم...! ۵ - آش و حلیم افطار! - ساندویچ سرد جهت بیرون بر موجود است! - زولبیا و بامیه زعفرانی اعلاء ۲۷۰۰ ببینید : کنسرت Independent day's 2006 - گروه Tool بخوانید : گوش کنید : آهنگ کاج های خشک - عبدی بهروانفر
+تاریخ ساعت 0:0
نویسنده امیر مُطلبی
|
صبح با صدای آهنگ "Lipan Conjuring" گروه Tool از خواب پریدم.
فکر کردم موبایلمه که صداش در اومده, خواستم صحبت! کنم. فهمیدم خاموشه. ولی صدا قطع نمی شد! از رختخواب بلند شدم ... از وحشت, طخ-مام چسبید بیخ گلوم!! روبروم یه چیز (دقیقن معنی واژه ی چیز!!) سیاه و عمودی! تو فضای بین کف اتاق و سقف! وایستاده بود و فقط یه چاکٍ 20 سانتی روی صورتش بود که مدام باز و بسته می شد! این همون منبع صدا بود... انگار مينارد جيمز رو قورت داده بود! و صداش از توی اون چیزه! می اومد! نمی دونم چه جوری ازش پرسیدم که کیه و اینجا چیکار می کنه! چند بار بالا-پایین شد و گفت که مامور گرفتن جونٍ منه! - پس عٍزرائیلی؟!! - نه, اون دیگه خیلی کهنه شده بود, من ورژن جدیدشم و تو اولین ماموریتمی! - اسممم "عُزرائیل"ه! - چه کاریه خوب خدا که آپدیتت کرده, اسمتم درست و حسابی عوض می کرد دیگه! این مسخره بازی ها چیه! عُزرائیل!!!! اومد نزدیک تر و با حالتی ترسناک(ترررر) گفت : اونش دیگه به تو ربطی نداره! خیلی بیشتر از بیش ترسیده بودم, انگار جای چشمام دوتا چیز بیضی کاشته شده بود!! - خوب حالا من باید چیکار کنم؟ - تو هیچی, این منم که باید یه کارایی بکنم! - خوب بکن دیگه! - اول باید چندتا سوال ازت بپرسم. اسمت چیه؟ - امیر - چند سالته؟ - متولد 20 اردی بهشت 64 - نام پدر؟ - اینارو واسه چی می پرسی؟؟ خندید و گفت: - هیچی می خواستم اوسکلت کنم! و یه دفترچه از توش!! در آورد. - تو این دنیا چی داری؟ زن؟ بچه؟ دارایی؟؟ - هیچی! - یعنی تو هیچی از خودت نداری؟ - یه سری سی دی و آلبوم و کتاب و مجله و دوتا گوشی. - پس, همون هیچی! چقدر بدهکاری؟ - به کی؟ - مردم! - هیچی! - چقدر طلبکاری؟ - یکی یه مقدار پولم و خورده و جواب تلفنمُ نمیده, یه حرومزاده ای به اسم بابک. - اسم نبر! باید شهرتش مخفی بمونه! چه آرزوهایی داری؟ - آرزو ندارم. هیچی. - هدفت چیه واسه آینده؟ - عُزرائیل جان, اینجا ایرانه ها! از اینجور صحبت ها نداریم!! هدف سری چند! دیگه هیچی نگفت. دو-سه بار دور اتاق گشت و یهو غیب شد! نمی دونستم چیکار کنم. 1 - طبق بیانات جناب رئیس جمهور منتخب!! 3 وزیر از جمع وزرای انتخابی برای کابینه دولت دهم از جمع نسوان می باشند و نظر به معرفی خانم فاطمه آجرلو برای وزارت رفاه و خانم مرضیه وحید دستجردی برای وزارت بهداشت , یکی دیگه! باقی می ماند که هنوز اعلام نشده و بنده قصد پیش گویی آن شخص! را دارم! 2 - لیورپول که با باخت شروع کرد, انگار امسال هم سال قرمز های آنفیلد نیست! 3 - ما که نتونستیم تو PS2 , واسه رئال ترکیب بچینیم. خدا به پلگرینی کمک کنه! 4 - شهر تبریزاست وجان قربان جانان می کند سرمه چشم از غبار کفش مهمان می کند
ببینید : گفتگو با سایه - کارگردان خسرو سینایی بخوانید : Warning شایان امینی - آب انار موزیک گوش کنید : آلبوم انتهای آخر - گروه گازولین
+تاریخ ساعت 0:0
نویسنده امیر مُطلبی
|
|
|